× این اولین پست که تو خونه ی جدید مینویسم و پابلیش میکنم ! الان پاهامو دراز کردم و لپ تاپ رو گذاشتم رو پام و با بدبختیه هرچه تمام تر دارم فارسی تایپ میکنم ! اونم بدون لیبل ! خب واسه من سخته !!!
با این وضعیتی که من میبینم تا دو ماه دیگه هم شرایط نرمال نمیشه و باید همچنان به صورت انسان های اولیه زندگی کرد ! یعنی بخوام واضح تر بگم همه چیز رو به راهه !!! فقط یکم بگی نگی هیچی نداریم ! یکم وسایلمون نصفه نیمه ست !!! یکم لباسای من تو ماشین، تو پارکینگ خونه قبلی جا مونده ! و کسی حال نداره بره بیارتش !!! و خب قاعدتا من چیزی ندارم که بپوشم ! یکم کمدا طبقه بندی نشده و باید همه چیز همین طور تو کارتون بمونه ! یکم درا دستگیره نداره و مثلا دستشویی و حموم اُپن شده ! یه کوچولو تا کابینت ساز بیاد کابینت بزنه یخچال و فریزر وسط حاله ! یه کم ... ! این تیکه رو نگم بهتره !!! :دی
در کل بهتر از این نمیشه !!! شوووما اصلا نگران نباش ! البته هرچی باشه از روز اول که رو وسایل راه میرفتیم و هیچی رو نمیتونستیم پیدا کنیم خیلی بهتره !
مثلا شب اول من هرچی گشتم سیم آنتن یا آنتن سر خود مال تی وی رو پیدا نکردم که وصل کنم دلنوازان تماشا کنم ! اینقده حرص خوردم که نگوووو !!!
تا اونجایی که یادم میاد تو این 17-18 سال !!!! که از خدا عمر گرفتم این اولین باری بود که تو مراسم اسباب کشی حضور داشتم و امیدوارم آخرین بار هم باشه !!! چون به نظرم اصلا و ابدا خوشآیند نیومد !!!
ولی قسمت جالب ماجرا اونجایی بود که وقتی شب رسیدیم خونه همسایه ها با شیرینی و چایی اومدن استقبالمون !!! فک کنم فهمیدن چه شخصیت مهمی اومده در جوارشون ! :دی
× خبر عروسی و نومزدنگ 3 تا از دوستای عزیزمو امروز شنیدم ! چرا هر سه تا تو یه روز ؟ خبریه ؟ کپن میدن ؟ اگه چیزی میدن تا منم هرچه سریعتر یه فکر اساسی بکنم !! :دی

